تاریخ انتشار : ۱۱:۲۱ ۱۴۰۴/۰۹/۲۴
دسته : آموزش
در آگوست سال ۲۰۰۱، من در یک کنفرانس تجاری شرکت کردم که در آن سخنران مشهور، نویسنده و کارشناس فروش، باب برگ، کارگاهی را ارائه میداد. او توصیه کرد که اگر میخواهم تواناییام را در سخنرانی و ارائه در برابر مخاطبان بزرگ بهبود بخشم، باید به «توستمسترز» بپیوندم. منِ ۲۵ ساله با تعجب پرسیدم: «توستمسترز؟! اون دیگه چیه؟» من هرگز نام چنین گروهی را نشنیده بودم، اما یادداشتی برداشتم تا بعداً دربارهاش تحقیق کنم.
پس از نقل مکان از کالیفرنیا به مریلند در پایان همان سال—که به معنای واقعی کلمه جابجایی از یک ساحل آمریکا به ساحل دیگر بود—متوجه شدم که در محل کارم یک باشگاه توستمسترز وجود دارد. در یک جلسه به عنوان مهمان شرکت کردم و پس از عادت کردن به اینکه اعضای باشگاه چقدر برای هر چیز کوچکی تشویق میکنند، در نوامبر ۲۰۰۲ به اولین باشگاه خود پیوستم. در ۱۸ سالی که از آن زمان گذشته، من عضو چندین باشگاه در سراسر آمریکا بودهام، سمتهای رهبری در سطح ناحیه داشتهام، در کمیتههای کنفرانس ناحیه خدمت کردهام و در هر مسابقهای که توستمسترز ارائه میدهد، شرکت کردهام. من در برنامه آموزشی قدیمی به مقام «توستمستر برجسته» (DTM) رسیدم و اکنون بیش از نیمی از راه را برای کسب مدرک DTM در سیستم جدید «برنامه مسیر» (Pathways) طی کردهام.
این تجربیات به من آموخته است که مشارکت در توستمسترز یک هدیه است؛ هدیهای سهگانه که ابتدا به خودتان میدهید، سپس به باشگاهتان و در نهایت به دنیای اطرافتان.
نخست، مشارکت در توستمسترز هدیهی ارتباط مؤثر را به ارمغان میآورد. برنامه آموزشی با یک سخنرانی ۴ تا ۶ دقیقهای به نام «یخشکن» آغاز میشود و مهارتهای سخنران را توسعه داده و صیقل میدهد تا جایی که او سخنرانیهای ۱۰، ۱۴ و حتی ۲۰ دقیقهای ارائه میکند! بخش سخنرانی در لحظه در جلسات باشگاه به سخنران میآموزد که افکار خود را سریع و مختصر سازماندهی کند و به جای پر کردن زمان با تپق زدن، مِنمِن کردن و اصوات نامفهوم، از مکثهای معنادار استفاده کند. پروژههای متنوع در سیستم «برنامه مسیر» به سخنران اجازه میدهد تا مسیری را که میخواهد برود و مهارتهایی را که میخواهد تقویت کند، انتخاب نماید.
زمانی که برای یک سفر کاری رفته بودم، یک شب از بازی بیلیارد تفریحی با همکارانم لذت میبردم. بازیکنی ماهر به ما نزدیک شد و پرسید چه بازی میکنیم. با تصور اینکه پاسخ واضح است، گفتم داریم بیلیارد بازی میکنیم. او پاسخ داد: «آهان، دارید «هردمبیل» ضربه میزنید.» چون با این اصطلاح ناآشنا بودیم، توضیح داد که «هردمبیل» چیزی نیست جز انداختن توپها در سوراخها با ابتداییترین قوانین. به عنوان یک بازیکن ماهر، او انواع بیشماری از بازی بیلیارد را میشناخت که هر کدام برای پیروزی نیازمند مهارتهای خاصی از سوی بازیکنان بود.
هدیه ارتباطات بسیار شبیه به این موضوع است. ما سفر توستمسترز خود را با «هردمبیل ضربه زدن» کلامی آغاز میکنیم. همانطور که مهارتهای خود را از طریق تمرین، بهکارگیری بازخوردها و تلاش برای تسلط بر مهارتهای خاص صیقل میدهیم، ظریفتر و بااستعدادتر میشویم. ما از حالت فشردن خجالتزدهی یادداشتهایمان در طول سخنرانی «یخشکن»، به حالت قدم زدن با وقار روی صحنه در طول یک سخنرانی کلیدی و فصیح تبدیل میشویم.
دومین هدیه یک توستمسترِ فعال بودن، تحلیل است. با تمرکز بر زمانبندی، کیفیت زبان، بازخورد سازنده و سایر جنبههای فن بیان، ما یاد میگیریم که مکانیسمها و فرآیندهای نه تنها «ارائه سخنرانی»، بلکه چگونگی بهبود عملکرد یک سخنران را از طریق بازخوردها و پیشنهادات مثبت و بصیرتافزا ببینیم. چند نفر از ما آرزو داریم که کارفرمایان و سرپرستانمان در تحلیل عملکرد ما و ارائه توصیههای مفید مهارت بیشتری داشتند؟ آنها نیز مانند ما به توستمسترز نیاز دارند.
یک تابستان، من در کادر اجرایی یک کمپ تابستانی برای جوانان تیزهوش و بااستعداد بودم. این کمپ که در محوطه یک دانشگاه برگزار میشد، با سطح بسیار بالایی از تقاضاها و انتظارات از سوی هیئت علمی، شرکتکنندگان و والدینی که هزینه آن را پرداخت کرده بودند، روبرو بود. کمپ در دو دوره، هر کدام به مدت چهار هفته اجرا میشد. در پایان دوره اول، به معنای واقعی کلمه همه چیز به هم ریخته بود. معلمان و مشاوران بدون اطلاع قبلی استعفا میدادند، پول و اموال مفقود شده بود و دانشآموزان یکدیگر را مورد قلدری قرار داده و کارکنان را آزار میدادند. روحیه کارکنان و هیئت علمی به پایینترین حد ممکن رسیده بود.
مدیر جدید—که یک عضو با تجربه توستمسترز بود—در هفته چهارمِ دوره اول از راه رسید. او به جای اینکه فوراً به افراد بگوید چه کار کنند، آن هفته را به مشاهده و تحلیل اختصاص داد. او سیاستها و رویهها را بهخوبی میشناخت و در سکوت، راههای بسیاری را که برنامه ما از مسیر خارج شده بود، شناسایی کرد. او با کارکنان و هیئت علمی باقیمانده ملاقات کرد و برای دوره دوم خواستار اعتماد و صبر آنها شد. در هفته بین دو دوره، این عضو بازخوردهای سازندهی فراوانی به اعضای تیم ما داد و متعهد شد که با همه ما همکاری کند تا دوره دوم را به موفقترین شکل ممکن برگزار کنیم. او مسئولیت بهبودها را تفویض کرد، به همه ما قدرت داد تا خودمان تصمیم بگیریم و زمانی که کارها خوب پیش میرفت، اعتبار آن را به ما میداد.
وقتی دوره به پایان رسید، ما از اینکه کمپ توانسته بود تا این حد خوب اداره شود، ابراز شگفتی کردیم. این رهبر توضیح داد که ما به عنوان یک تیم با هم کار کردیم تا بازخوردهایی که او به ما داد را اعمال کنیم و سپس خودمان کمپ را بهبود بخشیم. این مدیر کمپ ادعا میکرد که کار زیادی جز برداشتن موانع از سر راه ما انجام نداده است، اما بدون مهارتهای تحلیلی که او در توستمسترز توسعه داده بود، بعید است که ما میتوانستیم آن دوره چهار هفتهای دوم را تحمل کنیم.
سومین هدیه عضویت در توستمسترز، رهبری است. در بسیاری از زمینههای زندگی، ما تمایل داریم بگوییم: «اگر من مسئول بودم، کارها را متفاوت انجام میدادم» یا «اگر کسی به من فرصت میداد، میتوانستم این کار را بهتر انجام دهم.» طبیعتاً، همه ما نمیتوانیم در محل کار و سایر انجمنها آن رهبری باشیم که میخواهیم، اما در توستمسترز میتوانیم مسئولیت پروژههای بزرگ و کوچک را بر عهده بگیریم تا آن استعدادهای رهبری را توسعه دهیم.
بودن به عنوان «مدیرنشست» به ما تمرین تنظیم دستور جلسه، هماهنگی مشارکتها و تسهیلگری جلسات را میدهد. رهبری یک کمیته به ما تمرکز خاصی با افراد همفکر، بودجه و منابع میدهد. خدمت به عنوان افسر باشگاه فرصتی برای تعیین اهداف، توسعه چشمانداز، مدیریت اموال و حل تعارضات اجتنابناپذیر فراهم میکند. همیشه کاری برای انجام دادن در سطح باشگاه یا ناحیه وجود دارد. تمایل به بر عهده گرفتن مسئولیت و وقف کردن خود به یک هدف ارزشمند، شما را در فضای امنی قرار میدهد تا یاد بگیرید، اشتباه کنید و به رهبر بهتری تبدیل شوید.
در نهایت، این است هدیه سهگانه توستمسترز: ارتباطات، تحلیل و رهبری.
شما ابتدا اینها را به خودتان هدیه میدهید. شما برای رشد و اعتلای خودتان به یک ارتباطگر، تحلیلگر و رهبر بهتر تبدیل میشوید. اما در این فرآیند، شما این هدایا را به باشگاه توستمسترز خود نیز میدهید. شما سخنرانیهای بهتر، سرگرمکنندهتر و آموزشیتری ارائه میدهید. شما بازخوردهای بصیرتافزا و مفیدتری میدهید. شما جلسات و کمیتهها را به نرمی و با مهارت رهبری میکنید و تجربه توستمسترز را برای همه غنی میسازید. شما با صبر و شفافیت با خانواده، همکاران و جامعه خود ارتباط برقرار میکنید. شما میبینید که چگونه میتوانید دنیای اطراف خود را قدم به قدم به مکان بهتری تبدیل کنید. سپس دیگران را در آن فرآیند رهبری میکنید و دنیای آنها و همچنین دنیای خود را غنی میسازید. در نهایت، شما این هدایا را به دنیای اطراف خود تقدیم میکنید.
✍️ جان لنته: رئیس باشگاه توستمسترز فارمینگتون در فارمینگتون، نیومکزیکو
🌐 Toastmasters.org