Loading...
  1. خانه
  2. مطالب و اطلاعیه ها
  3. آموزش
  4. خلاقیت یک فرآیند است، نه یک رویداد

  تاریخ انتشار : ۱۰:۴۵ ۱۴۰۵/۰۳/۰۹

  دسته : آموزش

خلاقیت یک فرآیند است، نه یک رویداد


در سال 1666، یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان تاریخ در حال قدم زدن در باغی بود که ناگهان جرقه‌ای از نبوغ خلاقانه که قرار بود جهان را تغییر دهد، به ذهن او خطور کرد.

سِر اسحاق نیوتن در حالی که زیر سایه یک درخت سیب ایستاده بود، افتادن یک سیب را روی زمین دید. نیوتن با خود فکر کرد: «چرا آن سیب همیشه باید به صورت عمودی به سمت زمین پایین بیاید؟ چرا نباید به طرفین یا به سمت بالا برود، بلکه دائماً به سمت مرکز زمین کشیده می‌شود؟ قطعاً دلیلش این است که زمین آن را به سمت خود می‌کشد. باید نیروی کششی در ماده وجود داشته باشد.»

و به این ترتیب، مفهوم گرانش (جاذبه) متولد شد.

داستان سیبِ در حال سقوط، به یکی از ماندگارترین و نمادین‌ترین نمونه‌های لحظه خلاقیت تبدیل شده است. این داستان نمادی از نبوغ الهام‌بخشی است که در آن «لحظات اورکا» (لحظه کشف و شهود)، زمانی که شرایط خلاقیت کاملاً مهیاست، مغز شما را پر می‌کند.
 

Memoirs of Sir Isaac Newton’s Life by William Stukeley

«خاطرات زندگی سر اسحاق نیوتن» نوشته ویلیام استوکلی. صفحه معروفی که حادثه سیب نیوتن را در «خاطرات زندگی سر اسحاق نیوتن» نوشته ویلیام استوکلی توصیف می‌کند.

با این حال، چیزی که اکثر مردم فراموش می‌کنند این است که نیوتن تقریباً 20 سال روی ایده‌های خود در مورد گرانش کار کرد تا اینکه در سال 1687، کتاب پیشگامانه خود با نام «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را منتشر کرد. سیبِ در حال سقوط صرفاً آغاز رشته افکاری بود که برای دهه‌ها ادامه یافت.

نیوتن تنها کسی نیست که سال‌ها با یک ایده عالی دست و پنجه نرم کرده است. تفکر خلاق برای همه ما یک فرآیند است. در این مقاله، علم تفکر خلاق را به اشتراک می‌گذارم، در مورد شرایطی که باعث ایجاد خلاقیت می‌شوند و شرایطی که مانع آن می‌شوند بحث می‌کنم و نکات کاربردی برای خلاق‌تر شدن ارائه می‌دهم.

تفکر خلاق: سرنوشت یا پرورش؟

تفکر خلاق مستلزم آن است که مغز ما بین ایده‌هایی که ظاهراً نامرتبط هستند ارتباط برقرار کند. آیا این مهارتی است که با آن متولد می‌شویم یا مهارتی است که از طریق تمرین آن را توسعه می‌دهیم؟ بیایید برای یافتن پاسخ، نگاهی به تحقیقات بیندازیم.

در دهه 1960، یک محققِ عملکرد خلاق به نام جورج لند مطالعه‌ای را روی 1600 کودک 5 ساله انجام داد و 98% از کودکان در محدوده «بسیار خلاق» نمره گرفتند. دکتر لند هر یک از شرکت‌کنندگان را در بازه‌های زمانی 5 ساله مجدداً آزمایش کرد. زمانی که همان کودکان 10 ساله شدند، تنها 30% از آن‌ها در محدوده بسیار خلاق نمره گرفتند. این رقم تا سن 15 سالگی به 12% و تا سن 25 سالگی تنها به 2% کاهش یافت. همانطور که کودکان بزرگ شدند و به بزرگسالی رسیدند، در واقع خلاقیت در آن‌ها سرکوب و از طریق آموزش از بین رفت. به گفته دکتر لند، «رفتار غیرخلاقانه آموختنی است.»

روندهای مشابهی توسط محققان دیگر نیز کشف شده است. به عنوان مثال، یک مطالعه روی 272599 دانش‌آموز نشان داد که اگرچه نمرات ضریب هوشی (IQ) از سال 1990 افزایش یافته است، اما نمرات تفکر خلاق کاهش یافته است.

این بدان معنا نیست که خلاقیت 100% آموختنی است. ژنتیک نیز در این زمینه نقش دارد. به گفته باربارا کر، استاد روانشناسی، «تقریباً 22% از واریانس [در خلاقیت] به دلیل تأثیر ژن‌ها است.» این کشف با مطالعه تفاوت‌های تفکر خلاق بین دوقلوها به دست آمد.

با تمام این اوصاف، ادعای اینکه «من اصلاً آدم خلاقی نیستم» بهانه بسیار ضعیفی برای اجتناب از تفکر خلاق است. مسلماً، برخی افراد مستعدتر از دیگران برای خلاق بودن هستند. با این حال، تقریباً هر فردی با سطحی از مهارت‌های خلاقانه متولد می‌شود و بخش عمده‌ای از توانایی‌های تفکر خلاق ما قابل آموزش و پرورش است.

حالا که می‌دانیم خلاقیت مهارتی است که می‌تواند بهبود یابد، بیایید در مورد اینکه چرا و چگونه تمرین و یادگیری بر خروجی خلاقانه شما تأثیر می‌گذارد، صحبت کنیم.

هوش و تفکر خلاق

برای آزادسازی پتانسیل خلاقانه خود به چه چیزی نیاز دارید؟

همانطور که در مقاله‌ام در مورد «نظریه آستانه» اشاره کردم، قرار داشتن در 1% بالای هوش جامعه، هیچ ارتباطی با خلاقیت خارق‌العاده ندارد. در عوض، شما فقط باید باهوش باشید (نه یک نابغه) و سپس سخت کار کنید، آگاهانه تمرین کنید و تکرارهای خود را انجام دهید. تا زمانی که به یک حد آستانه از هوش برسید، کارهای خلاقانه درخشان کاملاً در دسترس شماست. به گفته محققان در یک مطالعه در سال 2013: «ما شواهدی به دست آوردیم که نشان می‌دهد پس از رسیدن به آستانه هوش، عوامل شخصیتی برای پیش‌بینی خلاقیت تعیین‌کننده‌تر می‌شوند.»

ذهنیت رشد

دقیقاً این «عوامل شخصیتی» که محققان در مورد تقویت تفکر خلاق به آن‌ها اشاره می‌کنند چه هستند؟

یکی از حیاتی‌ترین مؤلفه‌ها این است که شما از درون چگونه به استعدادهای خود نگاه می‌کنید. به طور خاص‌تر، مهارت‌های خلاقانه شما تا حد زیادی با این موضوع تعیین می‌شود که آیا شما با یک «ذهنیت ثابت» به فرآیند خلاقیت نزدیک می‌شوید یا یک «ذهنیت رشد».

تفاوت‌های بین این دو ذهنیت به تفصیل در کتاب فوق‌العاده کارول دوک با نام طرز فکر: روان‌شناسی نوین موفقیت شرح داده شده است.

ایده اساسی این است که وقتی از ذهنیت ثابت استفاده می‌کنیم، طوری به وظایف می‌پردازیم که گویی استعدادها و توانایی‌های ما ثابت و غیرقابل تغییر هستند. اما در ذهنیت رشد، ما بر این باوریم که توانایی‌هایمان با تلاش و تمرین قابل بهبود است. جالب اینجاست که ما می‌توانیم بر اساس نحوه صحبت کردن و تحسین تلاش‌هایمان، به راحتی خود را به یک سمت یا سمت دیگر سوق دهیم.

در اینجا خلاصه کوتاهی از زبان دوک آورده شده است:

«کل جنبش عزت‌نفس به اشتباه به ما آموخت که تحسین هوش، استعداد و توانایی‌ها باعث تقویت اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس می‌شود و همه چیزهای عالی به دنبال آن خواهند آمد. اما ما متوجه شدیم که این کار نتیجه عکس می‌دهد. افرادی که به خاطر استعدادشان تحسین می‌شوند، اکنون نگران انجام کار بعدی، بر عهده گرفتن وظایف سخت و بااستعداد به نظر نرسیدن هستند؛ نگران مخدوش شدن آن شهرتِ نبوغ‌آمیزشان. بنابراین در عوض، آن‌ها در منطقه امن خود باقی می‌مانند و در هنگام مواجهه با موانع و شکست‌ها بسیار حالت تدافعی به خود می‌گیرند.

پس چه چیزی را باید تحسین کنیم؟ تلاش، استراتژی‌ها، سرسختی و پشتکار، اراده‌ای که افراد نشان می‌دهند، تاب‌آوری که در مواجهه با موانع از خود بروز می‌دهند، توانایی بازگشت پس از اشتباهات و دانستن اینکه در مرحله بعد چه چیزی را باید امتحان کرد. بنابراین من فکر می‌کنم بخش عظیمی از ترویج ذهنیت رشد در محل کار این است که ارزش‌های فرآیند را منتقل کنیم، بازخورد بدهیم، به افرادی که درگیر فرآیند هستند پاداش دهیم و نه فقط به یک نتیجه موفقیت‌آمیز.»

— کارول دوک

خجالت و خلاقیت

چگونه می‌توانیم ذهنیت رشد را به صورت عملی در خلاقیت به کار ببریم؟ در تجربه من، این موضوع به یک چیز ختم می‌شود: تمایل به «بد به نظر رسیدن» در هنگام دنبال کردن یک فعالیت.

همانطور که دوک می‌گوید، ذهنیت رشد بیشتر بر فرآیند متمرکز است تا نتیجه. پذیرش این موضوع در تئوری آسان است، اما پایبندی به آن در عمل بسیار دشوار است. اکثر مردم نمی‌خواهند با خجالت یا شرمی که اغلب برای یادگیری یک مهارت جدید لازم است، روبرو شوند.

لیست اشتباهاتی که هرگز نمی‌توانید آن‌ها را جبران کنید، بسیار کوتاه است. من فکر می‌کنم اکثر ما در سطحی این موضوع را درک می‌کنیم. ما می‌دانیم که اگر کتابی که می‌نویسیم به فروش نرسد، یا اگر درخواست قرار ملاقات ما رد شود، یا اگر هنگام معرفی یک شخص نام او را فراموش کنیم، زندگی ما نابود نخواهد شد. لزوماً اتفاقات بعد از آن رویداد نیست که ما را نگران می‌کند. این احتمال احمق به نظر رسیدن، احساس تحقیر شدن، یا کنار آمدن با خجالت در طول مسیر است که به طور کلی مانع از شروع کارِ ما می‌شود.

برای پذیرش کامل ذهنیت رشد و افزایش خلاقیت خود، باید تمایل داشته باشید در مواجهه با این احساسات که اغلب ما را منصرف می‌کنند، وارد عمل شوید.

چگونه خلاق‌تر باشیم

با فرض اینکه شما مایلید کار سختِ روبرو شدن با ترس‌های درونی خود و عبور از شکست‌ها را انجام دهید، در اینجا چند استراتژی عملی برای خلاق‌تر شدن آورده شده است.

  • خودتان را محدود کنید. محدودیت‌های با دقت طراحی شده، یکی از بهترین ابزارهای شما برای جرقه زدن تفکر خلاق هستند. دکتر سوس مشهورترین کتاب خود را زمانی نوشت که خود را به 50 کلمه محدود کرد. بازیکنان فوتبال زمانی که در زمینی کوچکتر بازی می‌کنند، مجموعه مهارت‌های پیچیده‌تری را توسعه می‌دهند. طراحان می‌توانند از یک بوم 3 در 5 اینچی برای ایجاد طرح‌های بزرگ‌مقیاسِ بهتر استفاده کنند. هرچه بیشتر خودمان را محدود کنیم، کاردان‌تر و مبتکرتر می‌شویم.
  • بیشتر بنویسید. برای نزدیک به 3 سال، من هر دوشنبه و هر پنجشنبه یک مقاله جدید در وب‌سایت JamesClear.com منتشر می‌کردم. هرچه بیشتر به این برنامه پایبند می‌ماندم، بیشتر متوجه می‌شدم که باید قبل از کشف یک ایده درخشان، در مورد ده‌ها ایده متوسط بنویسم. با تولید حجم بالایی از کار، من سطح تماس بزرگتری برای برخورد جرقه‌های خلاقانه با خودم ایجاد کردم. علاقه‌ای به اشتراک‌گذاری نوشته‌هایتان به صورت عمومی ندارید؟ روتین «صفحات صبحگاهی» از جولیا کامرون روشی فوق‌العاده برای استفاده از نوشتن جهت افزایش خلاقیت است، حتی اگر هیچ قصدی برای نوشتن برای دیگران نداشته باشید.
  • دانش خود را گسترش دهید. یکی از موفق‌ترین استراتژی‌های خلاقانه من این است که خودم را مجبور کنم درباره موضوعات و ایده‌های ظاهراً نامتجانس بنویسم. به عنوان مثال، زمانی که از استراتژی‌های بسکتبال در دهه 1980 یا نرم‌افزارهای واژه‌پرداز باستانی یا بودیسم ذن برای توصیف رفتارهای روزمره استفاده می‌کنم، باید خلاق باشم. به قول رابرت اپستین روانشناس: «اگر دانش خود را گسترش دهید، در روانشناسی و زندگی عملکرد بهتری خواهید داشت.»
  • بیشتر بخوابید. در مقاله‌ام در مورد چگونگی داشتن خواب بهتر، مطالعه‌ای از دانشگاه پنسیلوانیا را به اشتراک گذاشتم که تأثیر باورنکردنی خواب را بر عملکرد ذهنی نشان می‌داد. یافته اصلی این بود: کمبود خواب حالت انباشتی (تجمعی) دارد و اگر برای دو هفته متوالی، شبی 6ساعت بخوابید، عملکرد ذهنی و جسمی شما تا همان سطحی کاهش می‌یابد که گویی 48 ساعت متوالی بیدار بوده‌اید. مانند تمام عملکردهای شناختی، تفکر خلاق نیز با کمبود خواب به میزان قابل‌توجهی مختل می‌شود.
  • از نور خورشید و طبیعت لذت ببرید. در یک مطالعه، 56 کوله‌گرد قبل و بعد از یک سفر کوله‌گردی 4 روزه، با سؤالات مختلفِ تفکر خلاق مورد آزمایش قرار گرفتند. محققان دریافتند که تا پایان سفر، خلاقیت کوله‌گردها 50% افزایش یافته بود. این تحقیق، یافته‌های مطالعات دیگر را تایید می‌کند که نشان می‌دهند گذراندن زمان در طبیعت و افزایش قرارگیری در معرض نور خورشید، می‌تواند به سطوح بالاتری از خلاقیت منجر شود.
  • تفکر مثبت را در آغوش بگیرید. شاید برای سلیقه من کمی غیرعلمی به نظر برسد، اما مثبت‌اندیشی می‌تواند منجر به بهبودهای چشمگیری در تفکر خلاق شود. چرا؟ تحقیقات روانشناسی مثبت‌گرا نشان داده است که وقتی خوشحال هستیم، تمایل داریم گسترده‌تر فکر کنیم. این مفهوم که با عنوان «نظریه ساختن و بسط دادن» شناخته می‌شود، برقراری ارتباطات خلاقانه بین ایده‌ها را برای ما آسان‌تر می‌کند. برعکس، به نظر می‌رسد غم و اندوه و افسردگی منجر به تفکر محدودتر و بسته‌تری می‌شود.
  • آن را ارائه دهید. حقیقت صادقانه این است که خلاقیت فقط به معنای کار سخت است. بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که سرعتی را انتخاب کنید که بتوانید آن را حفظ کنید و محتوا را به صورت مستمر ارائه دهید. به فرآیند متعهد باشید و طبق یک برنامه زمان‌بندی شده خلق کنید. تنها راهی که خلاقیت به واقعیت تبدیل می‌شود، ارائه و انتشار آن است.

نظرات پایانی در مورد تفکر خلاق

خلاقیت یک فرآیند است، نه یک رویداد. این فقط یک لحظه «یافتم، یافتم!» نیست. شما باید از موانع ذهنی و سدهای درونی عبور کنید. شما باید به تمرین آگاهانه هنر و مهارت خود متعهد باشید. و شما باید سال‌ها، و شاید حتی مانند نیوتن دهه‌ها به این فرآیند پایبند بمانید تا شاهد شکوفایی نبوغ خلاقانه خود باشید.
✍️ جیمز کلیر (نویسنده کتاب عادت‌های اتمی) 
🌐 Jamesclear.com

مطالب تصادفی

پرورش مسئولیت‌پذیری: ایده‌های کارهای خانه برای کودکان

پرورش مسئولیت‌پذیری: ایده‌های کارهای خانه برای کودکان

پرورش حس مسئولیت‌پذیری و همکاری در کودکان از سنین کم، نه تنها به آنها کمک می‌کند تا مهارت‌های زندگی را ...

انتظار غیرمنتظره‌ها را داشته باشید

انتظار غیرمنتظره‌ها را داشته باشید

هر چیزی ممکن است هنگام ارائه اتفاق بیفتد؛ یاد بگیرید روی راه‌حل‌ها تمرکز کنید.     گاهی اوقات، مهم نیست چقدر ...

پنج گام برای کمک به کودکان جهت تبدیل خشم به نیرویی برای نیکی

پنج گام برای کمک به کودکان جهت تبدیل خشم به نیرویی برای نیکی

زمانی که دخترم آنجلی کوچک بود، ریزنقش اما پر شر و شور بود. او بر سر بی‌عدالتی‌های کوچک، مانند ...

روان‌شناسی «بی‌حوصلگی»

روان‌شناسی «بی‌حوصلگی»

نکات کلیدی: احساس بی‌انگیزگی معمولاً نشانه‌ای از قطع ارتباط است، نه تنبلی یا شکست شخصی. انگیزه واقعی از خودمختاری، توانمندی و ارتباط ...

ما در اسرع وقت پاسخگوی شما خواهیم بود!
ساعات 9 الی 20