تاریخ انتشار : ۱۰:۴۱ ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
دسته : آموزش
نحوه تفسیر سکوت توسط شریک عاطفیتان، راهی ساده برای پی بردن به میزان هوشمندی اوست. برخی ممکن است سکوت طرف مقابل را حملهای شخصی تلقی کنند و بلافاصله دچار وحشت شوند، در حالی که برخی دیگر از قضاوت پرهیز کرده و تمایل بیشتری به دادن فضا دارند. آن تفاوت کوچک بین «به خود گرفتن مسائل» و «دیدن آنها در چارچوب درست»، جوهرۀ هوش ارتباطی است.
در عشق، هوشمندی ارتباط چندانی با بهره هوشی شما ندارد. بلکه کارکرد اصلی آن، توانایی حفظ آرامش و ظرفیتسازی برای چیزهایی است که نمیدانید. این به معنای توانایی ایستادگی در برابر عدم قطعیت و اجازه دادن به وجود مکثها، تغییر حالات و ابهامات است، بدون آنکه عجلهای برای پر کردن آنها با بدترین سناریوهای ممکن داشته باشید.
در روانشناسی، این توانایی به عنوان «شخصیسازی نکردن» شناخته میشود. نقطه مقابل آن، «شخصیسازی» است: تمایل به ایجاد ارتباط بین حالات یا رفتارهای دیگران با خودتان، حتی زمانی که واقعاً هیچ ارتباطی وجود ندارد.
در اینجا سه روشی بیان شده که نشان میدهد چگونه توانایی «شخصیسازی نکردن»، شما را به شریکی باهوشتر تبدیل کرده و در نتیجه منجر به نتایج بهتر در رابطه میشود.
یک شریک باهوش میداند که ذهنش قادر به تحریف واقعیت است. به همین دلیل، در برابر باور کردنِ هر فکری که به ذهنش خطور میکند، مقاومت نشان میدهد.
شرکای باهوش «انعطافپذیری شناختی» از خود نشان میدهند؛ یعنی توانایی استخراج تفسیرهای متعدد از هر موقعیت قبل از واکنش نشان دادن به آن. این انعطافپذیری مانع از آن میشود که ذهن در گرداب سرزنش یا انتقاد از خود فرو رود و فضا را برای درکی منطقیتر از شرایط فراهم میکند.
جالب است بدانید یک مطالعه اخیر که در نشریه Current Psychology منتشر شده، نشان میدهد این انعطافپذیری شناختی پیوند قوی با رضایت جنسی بیشتر در روابط دارد. در واقع، زنانی که انعطافپذیری شناختی بیشتری داشتند، رضایت به مراتب بالاتری را گزارش کردند، تا حدودی به این دلیل که احتمال بیشتری داشت شریک خود را از نظر عاطفی پاسخگو درک کنند.
از این منظر، توانایی واقعیتسنجی افکار، جنبهای بنیادین از صمیمیت است. اگر بتوانید به جای واکنش خشک و متعصبانه، متفکرانه با رفتار شریکتان برخورد کنید، همدلی و پاسخگویی را وارد موقعیت میکنید. این امر به نوبه خود، زمینه را برای بحثی محترمانهتر و پربارتر در آینده فراهم میکند.
بنابراین، دفعه بعد که احساس کردید دارید برآشفته میشوید، از خود بپرسید:
عادتهای کوچکی مانند این میتوانند واکنش «شخصیسازی» را قطع کنند و در عوض، مغز شما را طوری تربیت کنند که به جای تایید ترسهایتان، به دنبال درک زمینه و شرایط باشد.
به خود گرفتن مسائل، ارتباط زیادی با احساس بدن شما در زمانی دارد که تصویر کاملی از ماجرا ندارید.
به طور معمول، وقتی حس طرد شدن میکنیم، سیستم عصبی ما آن را به عنوان خطر تفسیر میکند. ضربان قلب بالا میرود، تنفس کوتاه میشود و بخش منطقی مغز، کنترل را به غرایز میسپارد. اغلب اوقات، تواناییهای استدلالی ما اولین چیزی است که ضربه میخورد. در این حالت، ممکن است چیزهایی را فرض کنید، مشکوک شوید یا حتی حرفهایی بزنید که در شرایط عادی آنها را غیرمنطقی میدانید.
با این حال، تحقیقات نشان میدهد که در این سناریوها، اگر به نشانههای بدنی خود توجه کنید، عمق عاطفی و ارتباط میتواند واقعاً افزایش یابد. در مطالعهای در سال ۲۰۲۲ که در International Journal of Systemic Therapy منتشر شد، درمانگران به مراجعان کمک کردند تا متوجه نشانههای جسمانی خود (مانند فشرده شدن فک یا خمیدگی شانه) شوند. در نتیجه، مراجعان توانستند تجربیات عاطفی عمیقتر و اصیلتری داشته باشند.
شرکای باهوش تمام تلاش خود را میکنند تا این اصل را در زندگی روزمره خود به کار گیرند. آنها قبل از پاسخ دادن به یک نظر تحریکآمیز، ابتدا هیجانات خود را تنظیم میکنند. برای اینکه خودتان این کار را انجام دهید، میتوانید پنج نفس آرام بکشید، طوری که بازدم طولانیتر از دم باشد. پاهایتان را روی زمین حس کنید و شانههایتان را رها کنید. سپس به خود بگویید: «من زمانی پاسخ میدهم که بدنم آرام باشد، نه زمانی که در حالت هشدار است.»
تجربه و نامگذاری احساسات به این شیوه، ایستبازرسیای است که باید قبل از هرگونه قضاوت درباره وضعیت عاطفی و ذهنی شریکتان از آن عبور کنید. انجام این کار تضمین میکند که ادامه گفتگو نیز به آرامی پیش برود.
بسیار حیاتی است که درک کنید و به خود یادآور شوید که شریک شما دنیای درونی مختص به خود را دارد. اگر این نکته را به خاطر بسپارید—که او احساسات و نیاتی دارد که از شما متمایز است—آنگاه قادر به انجام کاری خواهید بود که روانشناسان آن را «ذهنسازی» مینامند.
به زبان ساده، این به توانایی درکِ فاصله یا تنش اشاره دارد، بدون اینکه فوراً فرضِ گناهکار بودن کنید یا به سرزنش بپردازید. طبق یک مرور سیستماتیک اخیر از مطالعات، بهبود در «ذهنسازی» میتواند پیشبینیکننده تنظیم عاطفی بهتر و عملکرد بهتر رابطه باشد.
در همین راستا، بدون داشتن عادتی قوی در ذهنسازی، زوجها میتوانند به سمت «همجوشی عاطفی» بلغزند؛ جایی که شرکا ممکن است ناخواسته ناامنیهای یکدیگر را تا حد تهوعآوری تشدید کنند.
اما برای شرکای دارای هوش عاطفی، مقاومت در برابر این کشش آسانتر است. آنها مرزی منعطف بین آنچه خود حس میکنند و آنچه ممکن است شریکشان حس کند، حفظ میکنند. آنها میدانند که همدلی به معنای ادغام شدن نیست؛ بلکه به معنای توانایی ایستادن در کنار احساسات یک فرد است، بدون آنکه توسط آن احساسات بلعیده شوند.
بنابراین، دفعه بعد که حس فاصلهای با شریکتان کردید، نپرسید: «چرا دارد این کار را با من میکند؟» در عوض، سعی کنید به تمام چیزهایی فکر کنید که ممکن است در دنیای درونی او در جریان باشد. این استراتژی ساده بسیار قدرتمند است، زیرا شما را تشویق میکند قبل از فرض کردن، مسائل را به طور کامل درک کنید.
✍️ دکتر مارک تراورز، روانشناس آمریکایی و فارغالتحصیل از دانشگاه کرنل و دانشگاه کلرادو بولدر است.
🌐 Psychologytoday.com